چرا اثري از برخي مشاهير تاريخي در کتاب‌هاي درسي نيست؟

 
    محمدتقي ايمان‌پور، دانشيار گروه تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد معتقد است: علت کمرنگ ‌شدن يا ناديده‌انگاشتن مشاهير تاريخي در کشورمان، حاکم‌بودن نگاه سياسي به وقايع تاريخي است، در حالي‌که نبايد در جريان کلي تاريخ‌نگاري اين مقوله دخالتي داشته باشد.

    دکتر محمدتقي ايمان‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا) در پاسخ به «چرايي کم‌رنگ بودن مشاهير تاريخي در متون و کتاب‌هاي درسي» گفت: ما داراي دو نوع کتاب ‌تاريخي «رسمي» و «غيررسمي» هستيم. معمولا در کتاب‌هاي رسمي، مطالب، با در نظرگرفتن و ملاحظه خط فکري جريان حاکم نوشته مي‌شود اما بر کتاب‌هاي غير رسمي که معمولا مستقل و علمي نوشته مي‌شوند، اين اشکال وارد نيست و طبيعتاً نام مشاهير تاريخي هر دوران هم آورده و معرفي مي‌شوند.
    دانشيار گروه تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد ادامه داد: اين در حالي است که در کتاب‌هاي رسمي، افرادي برجسته و مهم مي‌شوند که از نظر فکري نزديک به نظام و سيستم حاکم هر دوره‌اي هستند و اين مختصِ شرايط زماني حال نيست.
    ايمان‌پور ادامه داد: اگر بخواهيم در اين زمينه مثالي بياوريم، مي‌توان به تاريخ انقلاب مشروطه اشاره کرد که در آن دو جريان روشنفکري و روحانيون تاثير قابل توجهي داشته است اما اين رويداد تاريخي در زمان پهلوي به نحوي منعکس مي‌شد که به روشنفکران و سکولار‌ها بهاي بيشتري داده مي‌شد اما در روايت‌هاي تاريخ بعد از انقلاب اسلامي افراد ديگري بزرگ شدند و نوعي نگاه منفي به روشنفکران و سکولارها حاکم شد.
    مترجم کتاب «عصر ساساني» تصريح کرد: اگر بخواهيم به يک جمع‌بندي کلي برسيم بايد گفت که کتاب‌هاي تاريخي که به صورت مستقل چاپ مي‌شوند، تقريبا عاري از اين گونه تحريفات و ناديده‌انگاشتن‌ها هستند و مشکل زماني پيش مي‌آيد که بحث جريانات فکري حاکم در کتاب‌هاي رسمي مطرح ‌شود و اين موضوعي است که درباره تاريخ معاصر ايران بيشتر مشهود است تا تاريخ ايران باستان. به طور کلي مي‌توان گفت که کتاب‌هاي تاريخي بسته به نوع جريان‌هاي فکري حاکم نوشته مي‌شود و طي 30 سال اخير با تغيير هر رئيس‌جمهوري يا مديري، تاريخ‌هاي ما هم نيز عوض مي‌شود.
    وي در راهکار اين موضوع گفت: براي رهايي از اين موضوع، تاريخ را بايد از سياسي‌بازي‌ها رها کنيم و به اهل فن بسپاريم، افرادي که با روش علمي و تاريخ‌نگاري آشنا باشند يا حداقل عاري از هرگونه وابستگي‌ها و ايدئولوژي‌ها هستند و با آگاهي به شيوه‌ها و روش‌هاي آکادميک به تاريخ‌نويسي مي‌پردازند. تنها از اين راه است که مي‌توان به بزرگ‌ترين هدف تاريخ که همان عبرت‌آموزي و درس‌گرفتن از گذشته است، دست يافت. اين چيزي است که در همه کشورهاي جهان هم اعمال مي‌شود، اگرچه کتاب‌هايي هم نوشته مي‌شوند که تحريف‌شده هستند اما در کنار آن‌ها با استفاده از متدهاي علمي کتاب‌هاي علمي و باارزشي هم به تاليف در مي‌آيند. به علاوه، حاکميت در جريان کلي تاريخ‌نگاري علمي دخالتي ندارد.
    
    منبع: خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)
09 مهر 1393