تفسيرگرايي امکان‌ جديدي براي شناخت‌ تازه از رويدادهاي گذشته فراهم مي‌کند

 
    زهير صيامیان، استادیار گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی می‌گوید: بر اساس کاربست رویکرد تفسیری در بازخوانی آثار تاریخ‌نگاری اسلامی می‌توانیم چگونگی شکل‌گیری فهم و آگاهی تاریخی مسلمانان را از تاریخ گذشته و تاریخ معاصر تفسیر کنیم.

    ماهرخ ابراهیم‌پور: نشست «کاربست رویکرد تفسیری در بازخوانی آثار تاریخ‌نگاری اسلامی(مفاهیم نظری و روش شناسی)» با سخنرانی دکتر زهیر صیامیان، استادیار گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی شنبه 19 مهرماه در پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.
    فهم معنای رویدادهای انسانی
    صیامیان با ارائه تعریفی از پارادایم تفسیرگرایی گفت: مهم‌ترین مساله در این پارادایم نقش ذهنیت در شناخت یک رویداد و پدیده انسانی است. در پارادایم تفسیرگرایی پدیده و رویداد انسانی مستقل از ذهن شناساگر یا محقق قابل بازسازی عینی همچون یک پدیده طبیعی نیست؛ یعنی نگاه طبیعت‌گرایانه به رویدادها یا پدیده‌ها و جوامع انسانی وجود ندارد.
    وی ادامه داد: مهم‌ترین مساله در پارادایم تفسیری فهم معنای رویدادهای انسانی است بنابراین در بازسازی رویدادهای انسانی گذشته با واقعیت عینی پدیده‌ها به هیچ عنوان نمی‌توانیم سر و کار داشته باشیم چون غیرقابل دسترس هستند. آن رویدادها اتفاق می‌افتند و دیگر از دسترس نگرش و روش شناخت ما خارج می‌شوند بنابراین ما با معنایی که رویدادها برای کنشگران به جای می‌گذارند، مواجه هستیم و نباید برخورد شیء انگارانه و رئالیستی با رویدادهای گذشته داشته باشیم.
    صیامیان با تاکید بر فهم یک رویداد تاریخی اظهار کرد: دیگر این که در رویکرد تفسیرگرایی شما با مقوله فهم روبه‌رو هستید. یعنی در عین حال که معنای رویدادهای گذشته برای محقق معاصر مهم است فهمی که کنشگران از آن معنا دارند، نیز اهمیت می‌یابد. در اینجاست که رویکرد تفسیرگرایی موضوع شناخت خودش را معنای رویدادها و پدیده‌های انسانی می‌داند و فهمی که از بین کنشگران در میان تجربه‌های زیسته‌شان پدید می‌آید تعریف می‌کند و کار مورخ را تفسیر آن معنا و فهم به‌شمار می‌آورد. بنابراین سه مساله معنا، فهم و تفسیر وجه تمایزی است که بین رویکرد تفسیرگرایی با رویکرد تحصلی و انتقادی وجود دارد.
    هرمنوتیک؛ معنای متون و تاویل آن
    مدرس تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی عنوان کرد: همدلی کردن، در تجربه دیگران شریک شدن و فهم از درون را که مطرح می‌کنیم همان مولفه‌هایی است که در فهم معنا و تفسیر آن از کنش‌های دیگران در رویکرد تفسیری مورد تاکید قرار می‌گیرد و طبیعتا ارزشگذاری و ارزش داوری‌های ما هم متفاوت خواهد بود.
    وی با اشاره به رویکرد تفسیرگرایی بیان کرد: البته طیف‌های مختلف رویکرد تفسیرگرایی از میزان تاثیر برای نقش ذهنیت بازسازی معنا که فهم و تفسیر دارند، متفاوت است. در رویکردهای تفسیری ما گرایش‌های مختلفی داریم که مهم‌ترین گرایش آن رویکرد تفهمی است که امروزه بیشتر در جامعه‌شناسی و علوم سیاسی به کار می‌رود و اندیشمند معروف آن ماکس وبر است که با رویکرد تفهمی سعی کرد ببیند چگونه فرقه کالوینیسم با رویکرد مذهبی خاص خودش به رشد سرمایه‌داری کمک کرد. رویکرد مردم‌شناسی و پدیدارشناسی نیز از دیگر رویکردهای تفسیری محسوب می‌شود اما اهل تاریخ در میان این رویکردهای تفسیری بیشتر از همه با معنای متون و تاویل آن سروکار دارند که مباحث دانش هرمنوتیک است.
    مدرس تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اهمیت پارادایم تفسیرگرایی برای دانش تاریخ بیان کرد: نخست باید گفت چه ضرورتی دارد که با رویکردهای متفاوت به موضوع یا رویدادهای تاریخی نگاه کرد؟ همه ما می‌دانیم که بارها گفته شده که هدف از مطالعه تاریخ شناخت وضعیت کنونی است. پیش فرض این نوع نگاه این است که وضع کنونی ما نتیجه و پیامد تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گذشته است در نتیجه شناخت هر تکه یا برشی از این گذشته در چگونگی شناسایی امروز ما تاثیرگذار است چون نگاه ما به رویدادهای گذشته بر اساس زنجیره علل است که رویدادهای پیشین را علت رویدادهای پسینی تصور می‌کنیم. بنابراین با شناخت یک رویداد خرد و کلان فکر می‌کنیم حلقه‌ای از این زنجیره علل را شناخته‌ایم.
    چگونگی شکل‌گیری پدیده‌ها و بازاندیشی آگاهانه به تاریخ
    وی ادامه داد: به نظر من این رویکرد واقع‌گرایانه در عمل مورخانه آن‌گونه که باید جایگاه و توان دانش تاریخ را در توضیح این‌که واقعیت امروز جوامع ما چگونه شکل می‌گیرد نشان نمی‌دهد. این برداشت را می‌توان از تصور و عمل جامعه ما در سطوح مختلف در مواجه با دانش تاریخ به دست آورد که تا چه میزان آن‌ را عوامانه یا ایدئولوژیک می‌بینند. هرچند نباید شیوه عمل و فراورده‌های محققان حوزه دانش تاریخ را در ایجاد این تصور انکار کرد. اما اگر بخواهیم بر اساس رویکرد تفسیری به این پرسش بپردازیم که دانش تاریخ چگونه می‌تواند نسبت مطالعه گذشته با توضیح وضع کنونی ما را روشن سازد و فایده علم تاریخ چیست؟ می‌توانیم چه پاسخی داشته باشیم. به نظر من کاربست رویکرد تفسیری امکان‌های بیشتری را برای پاسخ به این پرسش راهبردی مقابل فایده علم تاریخ ارائه می‌دهد.
    صیامیان با توجه به دو پیامد مهم نگرش تفسیری به رویدادهای گذشته گفت: نخست آشکارسازی این امر که دنیای امروزین در وجوه مختلف یکی از جهان‌های ممکن است ما را به این نتیجه می‌رساند که کنشگران تاریخی در برابر پذیرش جهان امروزین‌ مجبور نیستند. آگاهی به تاریخیت جهان امروزی‌ یعنی شکلی از ایده‌ها و افکار فرهنگی، فرهنگ سیاسی و امور و نهادهای وابسته به این حوزه، روابط اجتماعی و کنش‌های اقتصادی که امروز به عنوان رویه‌های معمول، بدیهی و طبیعی است و تنها شکل‌های ممکنی از میان جهان‌های ممکن مختلفی هستند که می‌توانند متحقق شوند.
    این مدرس تاریخ ادامه داد: همه ما با این پیش فرض به امروز و گذشته نگاه می‌کنیم که ما در تاریخ اگر نداریم و آن‌چه اتفاق افتاد نتیجه طبیعی و به معنای دیگر جبری و حتمی روندهای گذشته است. دومین نکته‌ای که به نظرم فایده رویکرد تفسیری به رویدادهای گذشته است امکان و مجالی است که موضوعات گذشته به شکل‌های دیگری برای ما معنادار شوند و حتی باید گفت موضوعات جدیدی در عرصه علم تاریخ برای بررسی محققان ظهور کند زیرا در رویکرد تفسیری پرسش از چرایی شکل‌گیری رویدادها نیست بلکه مساله چگونگی شکل‌گیری پدیده‌هاست و در درون تفسیر درونی از پدیده‌های تاریخی، می‌توان آن رویدادها را نیز تبیین کرد و توضیح داد.
    چگونگی شکل‌گیری فهم و آگاهی تاریخی مسلمانان از تاریخ گذشته
    وی افزود: فایده دیگری که در کاربست رویکرد تفسیری در بازخوانی آثار تاریخ‌نگاری اسلامی وجود دارد این است که ما بر اساس این رویکرد می‌توانیم چگونگی شکل‌گیری فهم و آگاهی تاریخی مسلمانان را از تاریخ گذشته و تاریخ معاصرشان تفسیر کنیم. شناخت فرایند تولید معنای گذشته تاریخی توسط مولفان آثار تاریخ‌نگاری اسلامی بر اساس رویکرد تفسیری این امکان را به ما می‌دهد که نسبت به تصورات و تصاویرمان از رویدادهای تاریخی‌ در تاریخ ایران و اسلام که تا به امروز در شکل‌گیری و شکل‌یابی آگاهی تاریخی موثر هستند، وضعیت انتقادی و بازاندیشی آگاهانه پیدا کنیم.
    صیامیان در پایان سخنانش گفت: رویکرد تفسیری به ما این امکان را می‌دهد که گذشته را به امری که در گذشته اتفاق افتاده است تبدیل کنیم و از سنگینی آن بر دوش آگاهی‌ بکاهیم در حالی که جامعه ما با رویدادهای گذشته به نحوی برخورد می‌کند که پنداری هیچ فاصله زمانی، زبانی، مکانی، روایی، افقی با آنها ندارد و به یک معنا ما با تاریخ‌زدایی از رویدادهای تاریخی گذشته مواجه هستیم. استفاده از رویکرد تفسیرگرایی است که امکان‌های جدیدی را برای شناخت‌های تازه از رویدادهای گذشته برای ما فراهم می‌کند.
    
    منبع: خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)
26 مهر 1393