کتابسازي امروز يا کتابسوزي ديروز؟

 
    شروین وکیلی، مدرس دانشگاه و نویسنده می‌گوید: برخی با به هم دوختن آثار این و آن یا به اسم خود جا زدنِ حاصل اندیشه‌ کسانی دیگر، کتاب‌هایی را تنها به قصد دستیابی به اعتبار یا پول روانه‌ بازار کتاب می‌کنند. این روند که کتابسازی نام گرفته بخشی از شارلاتانیسمِ دوران ماست.

    شروین وکیلی: کتابسازی‌های تاریخ باستان بخشی از شارلاتانیسمِ دوران ماست
    پشت ویترین کتابفروشی‌های بزرگ و کوچک عنوان‌هایی از کتاب‌های تاریخی خودنمایی می‌کنند که در جذب مشتریان و کتابخوانان بی‌تاثیر نیستند؛ کتاب‌های که گاه مبنای نوشتن می‌شوند هرچند منابع و مطالب خود آنان چندان مستند نیست. اغلب این کتاب‌های جذاب که بارها بازچاپ می‌شود به عصر باستان می‌پردازند؛ روزگاری که عادت کرده‌ایم آن را از ورای داستان و افسانه بخوانیم و با اشتیاق به خواندن این دست کتاب‌ها به نویسنده‌های بازاری فرصت بدهیم ما را بفریبند و در پدیده‌ای به نام کتابسازی سهم بالایی را رقم بزنیم.
    برای شناخت پدیده کتابسازی و راه‌های کاهش این پدیده مبادرت به گفت‌وگو با قلم به دستان کتاب‌های تاریخی در چهار دوره باستان، تاریخ اسلام، تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی کرده است. یکی از نویسندگان فعال عصر باستان که به دغدغه‌هایی از نوع ملموس کتابسازی اشاره صریح دارد شروین وکیلی است که پروژه تاریخ و تمدن ایران را از عصر باستان تا دوره معاصر در دست تالیف و چاپ دارد. سنجه‌هایی که وکیلی از کتابسازی ارائه می‌کند در این گفت‌وگو خواندنی است.
    در دوران باستان به دلیل آن که کتاب فاقد بازارِ گسترده‌ امروزین بوده، کتابسازی هم به این شکل وجود نداشته است. در آن دوران کسانی ایده‌های دیگران را می‌دزدیدند و به اسم خود منتشر می‌کردند اما کارشان را دزدی ادبی می‌گفتند و نه کتابسازی. کتابسازی حاصل مدرنیته‌ای است که بازار کتاب را پدید آورده باشد، به همراه آشوبی اجتماعی که ارزیابی دانشمندان حقیقی و تفکیک کردنشان از شارلاتان‌ها را مختل ساخته باشد
    اعتبار موجودیت یک کتاب و سهم واقعی نویسنده از یک اثر با چه معیاری در نگاه شما شناخته می‌شود؟
    هر کتابی البته متنی است در میان متن‌ها و هرچه مهم‌تر و تعیین کننده‌تر باشد، نشانه‌ای است از آن که نویسنده‌اش بهتر و عمیق‌تر با خواندن کتاب‌های دیگر ذهن خود را پرورده است. با وجود این، کتاب یا هر متنِ جدی دیگری (مقاله، یادداشت، رمان و...) وقتی امری نوآورانه و بی‌سابقه را در خود بگنجاند اهمیت می‌یابد و ارزشِ خواندن پیدا می‌کند و به اندیشیدن می‌ارزد. در این معنا، به نظرم اعتبار نویسندگان به دو متغیرِ دانایی (یعنی درجه‌ برخورداری‌شان از محتوای سایر کتاب‌ها) و نوآوری (یعنی محتوایی بی‌سابقه که خلاقانه بدان افزوده‌اند) تعیین می‌شود.
    چه عواملی موجب گسترش روند کتابسازی شده است؟
    در جامعه‌ ایرانی از سویی نوشتن کتاب امری اعتبارآور، شیک و خوش‌نماست و از سوی دیگر کتاب به کالایی در میان کالاهای دیگر بدل شده و بازار خاص خود را پدید آورده است. در این معنا میل به برخورداری از اعتبار اجتماعی یا ثروت مادی است که افراد را به کتابسازی سوق می‌دهد. البته روشن است که برخورداری از اعتبار و احترام به دلیل نوشتن کتابی خوب و ارزشمند بسیار به جا و سزاوار است و دستیابی به ثروت و درآمد به دنبالِ افزودن به خزانه‌ دانش و خردِ جامعه بسیار شایسته و نیکوست اما ایراد کار در این‌جاست که برخی از کسانی که از دانش، فهم و زیربنای علمی لازم برخوردار نیستند، با به هم دوختن آثار این و آن یا به اسم خود جا زدنِ حاصل اندیشه‌ کسانی دیگر، کتاب‌هایی را تنها به قصد دستیابی به اعتبار یا پول روانه‌ بازار کتاب می‌کنند. این روند که کتابسازی نام گرفته، بخشی از شارلاتانیسمِ دوران ماست.
    با توجه به این که شما در دوره باستان مشغول به پژوهش هستید روند کتابسازی در این دوره باستان چگونه است؟ به عبارتی تعبیر شما از نمود این پدیده در دوره باستان چیست؟
    در دوران باستان به دلیل آن که کتاب فاقد بازارِ گسترده‌ امروزین بوده، کتابسازی هم به این شکل وجود نداشته است. در آن دوران کسانی ایده‌های دیگران را می‌دزدیدند و به اسم خود منتشر می‌کردند اما کارشان را دزدی ادبی می‌گفتند و نه کتابسازی. کتابسازی حاصل مدرنیته‌ای است که بازار کتاب را پدید آورده باشد، به همراه آشوبی اجتماعی که ارزیابی دانشمندان حقیقی و تفکیک کردنشان از شارلاتان‌ها را مختل ساخته باشد.
    در ایرانِ معاصر شاهد پدیده‌ عجیبی هستیم که عبارت است از مدعیان دانشگاهیِ نافرهیخته. یعنی کسانی دعویِ داشتن مدرک دانشگاهی را دارند و برخی حتی آن را با رانت‌هایی دریافت کرده‌اند، بدون آن که از دانش، تخصص و حتی کمینه‌ای از اخلاق علمی برخوردار باشند. از این رو در حال حاضر شارلاتانیسمِ منتهی به کتابسازی، در درون فضاهای دانشگاهی هم لانه کرده است.
    روند کتابسازی در بازار کتاب امروز به گونه‌ای صعودی در حال رشد است، با این وضع آیا موافقید نهادی متولی مبارزه با این پدیده شود؟ راهکار شما برای کاهش کتابسازی چیست؟
    ر بیشتر جاهای دنیا دانشگاه‌ها و رسانه‌هایی مانند مجلات روشنفکرانه، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی به طور مداوم کتاب‌ها و آثار چاپ شده را نقد و بررسی می‌کنند و به این ترتیب کتابسازان و شارلاتان‌ها به سرعت رسوا می‌شوند. راه ریشه‌کنی این مشکل در ایران هم تقویت نهادهای دانشگاهی و علمی و پیوند دادنشان با رسانه‌هاست، به شکلی که در فضایی علمی، شفاف و متین، به دور از جنجال و کشمکش‌های غیراخلاقی سنجه‌هایی برای ارزیابی نویسندگان برقرار شود.
    در نگاه شما کتابسازی بیشتر از سوی نویسندگان دانشگاهی ترویج می‌شود یا نویسندگان غیر دانشگاهی؟
    در ایرانِ معاصر شاهد پدیده‌ عجیبی هستیم که عبارت است از مدعیان دانشگاهیِ نافرهیخته. یعنی کسانی دعویِ داشتن مدرک دانشگاهی دارند و برخی حتی آن را با رانت‌هایی دریافت کرده‌اند، بدون آن که از دانش، تخصص و حتی کمینه‌ای از اخلاق علمی برخوردار باشند. از این رو در حال حاضر شارلاتانیسمِ منتهی به کتابسازی، در درون فضاهای دانشگاهی هم لانه کرده است.
    درباره شروین وکیلی:
    شروین وکیلی سال 1353 در تهران به دنیا آمد. وی کارشناس ارشد زیست شناسی جانوری (گرایش فیزیولوژی اعصاب) از دانشکده علوم دانشگاه تهران، کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیل دکترای جامعه شناسی از دانشگاه علامه طباطبایی است. از وی تاکنون نزدیک به 15 جلد کتاب از جمله «اسطوره‌شناسی پهلوانان ایرانی»، «نظریه سیستم‌های پیچیده»، «اسطوره معجزه یونانی»، «داریوش دادگر»، «نظریه قدرت و نظریه منش‌ها» و «تاریخ کوروش هخامنشی» به چاپ رسیده است.
    
    منبع: خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)
23 شهريور 1394